سید0
مجموع:48,000 ریال
سبد خرید شما خالی می باشد!

آمبر و شهربازی – مجموعه آ مثل آمبر(انتشارات افق)

Code: 9786003531772
قیمت پشت جلد60,000 ریال
قیمت فروش با تخفیف ویژه
قیمت فروش 60,000 ریال
مقدار مالیات
قیمت / kg:
نویسنده: پائولا دانزیگر
مترجم: تونی راس
ناشر: افق
سال نشر: 1395
درباره این کتاب
آمبر و شهربازی سومین جلد از مجموعه آ مثل آمبر است. آمبر و جاستین به همراه خانواده‌هایشان برای تعطیلات به دماغه آبگیر رفته‌اند.
دیروز روز فوق‌العاده‌ای نبود چون مامان و بابای آمبر از همدیگر عصبانی بودند. امروز آمبر لباس‌های شانسش را می‌پوشد تا روز خوبی برایش باشد.
پدر آمبر پیشنهاد می‌دهد به شهربازی بروند. در شهربازی خانواده دانیلز از خانواده براون جدا می‌شوند تا به قسمت دیگری از شهربازی بروند. پدر و مادر آمبر هنوز هم با هم صحبت نمی‌کنند. آمبر برای جبران سکوت آنها یک عالمه حرف می‌زند.
بعد از هواپیماسواری آمبر پدر و مادرش را می‌بیند که با عصبانیت باهم صحبت می‌کنند. آمبر جلو می‌رود ولی آنها او را نمی‌بینند. آمبر که از این موضوع ناراحت است، تصمیم می‌گیرد پیش خانواده دانیلز برود ولی راه را گم می‌کند. پلیس شهربازی او را به چادر گمشده‌ها می‌برد. وقتی پدر و مادر آمبر به او را پیدا می‌کنند، هر سه می‌گویند که چقدر ترسیده بودند.
بعد از پیدا شدن آمبر، پدر و مادرش از او عذرخواهی می‌کنند و بعد پدر که زمانی بسکتبالیست خوبی بوده، وقتی در مسابقه توپ‌هایش گل می‌شود، جایزه‌اش را به مادر هدیه می‌دهد و این جوری یک روز خوب تبدیل می‌شود به یک روز خیلی عالی
درباره این کتاب
آمبر و شهربازی سومین جلد از مجموعه آ مثل آمبر است. آمبر و جاستین به همراه خانواده‌هایشان برای تعطیلات به دماغه آبگیر رفته‌اند.
دیروز روز فوق‌العاده‌ای نبود چون مامان و بابای آمبر از همدیگر عصبانی بودند. امروز آمبر لباس‌های شانسش را می‌پوشد تا روز خوبی برایش باشد.
پدر آمبر پیشنهاد می‌دهد به شهربازی بروند. در شهربازی خانواده دانیلز از خانواده براون جدا می‌شوند تا به قسمت دیگری از شهربازی بروند. پدر و مادر آمبر هنوز هم با هم صحبت نمی‌کنند. آمبر برای جبران سکوت آنها یک عالمه حرف می‌زند.
بعد از هواپیماسواری آمبر پدر و مادرش را می‌بیند که با عصبانیت باهم صحبت می‌کنند. آمبر جلو می‌رود ولی آنها او را نمی‌بینند. آمبر که از این موضوع ناراحت است، تصمیم می‌گیرد پیش خانواده دانیلز برود ولی راه را گم می‌کند. پلیس شهربازی او را به چادر گمشده‌ها می‌برد. وقتی پدر و مادر آمبر به او را پیدا می‌کنند، هر سه می‌گویند که چقدر ترسیده بودند.
بعد از پیدا شدن آمبر، پدر و مادرش از او عذرخواهی می‌کنند و بعد پدر که زمانی بسکتبالیست خوبی بوده، وقتی در مسابقه توپ‌هایش گل می‌شود، جایزه‌اش را به مادر هدیه می‌دهد و این جوری یک روز خوب تبدیل می‌شود به یک روز خیلی عالی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید